پارت شصت و چهارم :
صدای جیغ های الیزا هنوز توی حیاط می پیچید.
جیغ هایی که شبیه یه آدم نرمال نبود...
جیغ هایی که بریده و از جایی خیلی عمیق تر از گلو برخواسته می شد.
مرد مخفی اسلحه به دست، بدون اینکه آماده شلیک باشه انگار فقط یه وسیله عادی تو دستش باشه به سمت الیزا رفت.
قدماش آروم بود؛ بیش از حد آروم.
هر قدم دقیق، شمرده، حسابشده...
انگار عجلهای نداشت.
مرد مخفی_نقره فلز عجیبیه...قدیم ها
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
المیرا
0شاید مرد مخفی اردوانه. لعنت بهت هرکی که هستی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا بعدا امیدوارم از این حرفت پشیمون نشی🤭
۱ ماه پیشپناه
0خسته نباشید کیانا جان شرمنده من برای هر پارت کامنت نمیزارم زیاد اهل کامنت زدم نیستم از طرفی هی میخونم برم جلو ببینم چه خبره خیلی پرکشش و قشنگه رمانت عزیزم خداقوت
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اشکالی نداره گل قشنگم🤍
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم بمونی برام قشنگم😍🤍
۳ ماه پیشمریم
0بابا منکه مردم ،بخدا این مرده مخفی اردوانه
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشبنفشه
0پا به پای البزا زجر کشیدم حتی اشگم در اومد
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🥺
۳ ماه پیششیرات
0بیرحمی تا این حد؟ هیلی خطرناکه
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیششیرات
0باورم نمیشه داره چی کار میکنه این مرد🫥
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🫠
۳ ماه پیشبرکه
0واقعاً هیچ جوره نمیشه حدس زد تا میخوام به به سرنخی برسم میفهمم اشتباه حدس زدم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۳ ماه پیششیما
0قلبم مچاله شد الیزا نباید میمرد حقش نبود🫠
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پیش میاد بالاخره🫠دنیا گاهی با ادم راه نمیاد🫠💔
۳ ماه پیشلیانا
0باورم نمیشه کشته شد :) قلبم درد گرفت
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥲
۳ ماه پیشجوانه
0انگار همه چی زیر یه نور تاریک خاکستری افتاده بود… خیلی قشنگ و وهم آلود.
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۳ ماه پیشناناا
0به نظرم مرد مخفی همون اردوانه، چون معلومه قبلا همو دوست داشتن و دلوین نمیتونه تو رمان همزمان عاشق دو نفر بشه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️ماجرا پیچیده تر از این حرفاست
۴ ماه پیشدنیا
0اصلا رمان یه جوری پیش می ره که قابلیت اینکه بخوام تجسم کنم رو از دست دادم
۴ ماه پیشهلیا
0وای اره تنها رمانیه میخونم و نمیتونم حدس بزنم
۴ ماه پیشدنیا
0همونو بگو 🤦🏻 ♀️
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤗🤭
۴ ماه پیشFtm
0خدایا اردوان بهش گفته بود دیگه هیچ وقت گریه نکن .من اصلا دلم نمی خواد مرد مخفی اردوان باشههه.از طرفیم اون تیکه رمان تو قسمت پروفایل رمان یکی از کسایی که مرد مخفی نام برد اردوان بود فقط امیدوارمممممم
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0پیچیده تر از این حرفاست🫠
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشستایش
0یه اهنگه هست بین بوک تاکر ها خیلی معروفه. البته بوک تاکر هایی که دارک رمنس میخونن. همه یه دور ادیت زدن کتابای معروف دارک رمنس رو با این اهنگ:اما من نمیتونم بذارم بری/من اجازه میدم دنیا بسوزه/اجازه میدم دنیا بخاطر تو بسوزه/اگه من نتونم داشته باشمت، هیچکس دیگه ای نمیتونه....بله. همینقدر دارک💀
۵ ماه پیشسارا
0واو چه خفن بود😁😁😁
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چه قشنگ بود تونستی بفرست برام عزیزم
۵ ماه پیشستایش
0میفرستم برات خیلی دوسش دارم
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مرسی عزیزم🤍✨️
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0حالم بهم میخوره ازت مرد مخفی بمیری ایشالله